شمس الدين محمد بن محمود آملي
108
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
در آن طبع سليم است . پس البته استعمال نقرات دور به وجهى بود كه بعضى متحرك باشند و بعضى ساكن و ترتيب آن يا بحسب ترتيب اسباب بود مانند تن يا اوتاد مانند تنن يا فواصل مانند تنتن و تن تنن و قلما كه پنج متحرك متوالى شوند الا بعضى از متحركات در قوت سواكن بود چه تحريك ساكن بالعرض بسيار اتفاق افتد چنان كه نزد ارباب عمل روشنست و چون خفيف نقر مناسب عدم نقر بود قايم مقام عدم گردد . پس تخيل زمان فاصله كنند و بدانسبب به تقسيم ميان اجزاى دايره تناسبى چند ديگر حادث شود و چون اجزاى دايره به حسب طول و قصر و وضع اجزاء از يكديگر مختلف افتد . گاه بود كه از انتظام آنها صورت دايره به وجهى شود كه در انفصال از دايره تالى بفاصله اطول محتاج شود و چون دايره برين وجه تاليف يابد اگر دايره دوم بيك نقره بر او زياده بود يا ازو كم آن تفاوت بحسب طبع سليم در توان يافت و چنان كه اگر كسى را طبيعت ادراك وزن شعر نبود تميز ميان موزون و غير موزون نتواند كرد اگر كسى را ادراك اينمعني نبود تميز ميان دايره صحيح و غير صحيح نتواند كرد و ميان وزن شعر و ايقاع تناسبى عظيمست چه وزن شعر از تاليف حروف متحرك و ساكن به يك عدد و يك ترتيب حادث گردد و ايقاع از تاليف نغمات متحرك و سواكن به يكعدد و يك ترتيب با محافظت قدر ازمنه متخلله ميان نغم . پس ادراك ايقاع دقيقتر از وزن شعر بود و از اين است كه بسيارى از شعرا در سماع حركات خارج از اصول كنند و نيز بسيارى از فضلاى دقيق النظر ادراك آن نكنند . و اما عكس كه ادراك اين ايقاع كند و ادراك وزن شعر نكند معلوم نيست كه باشد يا نه و ظاهر آنكه نباشد و ادوار از ضروب مشهوره پيش ارباب اينصناعت از عرب ششاند : ثقيل الاول ثقيل الثانى خفيف ثقيل الرمل خفيف الرمل هزج چنان كه در ادوار